عشق یا وابستگی

برخی از پدر و مادرها چنین می پندارند که عاشق فرزندانشان هستند؛ باید توجه داشت که وجود ارتباطات مبتنی بر عشق ورزی برای پرورش فرزند ضرورت دارد؛ در عین حال فراموش نمی کنیم که احتمال دارد تمایلات عاشقانه بر اثر بینشهای تنگ نظری و تفکرات ساده انگاری، دچار انحراف شده و به وابستگی تبدیل شود که نوعی بیماری است و با عشق ورزی فرق اساسی دارد. عشق عین سلامت است در صورتیکه در روانشناسی از وابستگی به عنوان بیماری روانی یاد می شود. شاخصهای عشق و وابستگی متفاوتند. برای مثال: در عشق مربی عاشق به روند دگرگونی در یادگیری توجه می کند درصورتیکه مربی وابسته تنها تغییرات رفتاری یادگیرنده را در نظر دارد.  همچنین باید در نظر داشت که عشق بر تلاش تولیدی فرد عاشق می افزاید و او را در ارائه خدمت به مردم تشنه تر می سازد؛ در صورتیکه "وابستگی" با رخوت شناسایی می شود؛ عشق اشتهای مراودات اجتماعی را افزایش می دهد در صورتیکه فرد وابسته جز اشتیاق حضور معشوق، از جامعه گریزان است. عاشقان بیشتر به منش و انتخاب فکری معشوق توجه دارند در صورتیکه وابستگان در دام زیباییهای جسمانی گرفتار می آیند. عاشقان به حضور فیزیکی معشوق کمتر نیاز دارند و می توانند دوری از او را به خلاقیت تبدیل کنند در صورتیکه وابستگان در نبود حضور فیزیکی معشوق افسرده می شوند.(برگرفته از بیانی، احمد. شناخت مسائل روانشناسی)